شبیه پایان
وقتی در اینجا شروع کردم به نوشتن یکی از روزهای اسفند 86 بود. با کلی انرژی و شور و شوق...نمی دونم چطور اما یهو اسم "یک فنجان آرامش داغ برای دلم" به ذهنم رسید. ترکیی از چیزهای دوست داشتنی ِمن.عاشق این عتوان بودم و همیشه در آرزوی نوشیدن اون فنجان ِداغِ آرامش ...فک می کردم بهتر از این ترکیب چیزی نمی تونست در وصف ِحس و حال من باشه.یادمه کم کم حال و هوای خودمم بهتر و بهتر میشد.از اسفند 86 تا الان خدا می دونه چقدر روز گذشته و چقدر اتفاق های عجیب و غریب در زندگی من افتاده که خیلی هاش تو سینه ی اینجا مدفونه.چقدر زندگی من بالا و پایین داشته و چقدر این سیب ِ زندگی ِ من چرخ خورده.
مهمترین اتفاقات زندگی من در همین بازه افتاده. اتفاقهای خوب و بد و حتی اشتباهات تکراری...جوونی من در بین برگهای اینجا گذشته...بین سطرهای اینجا!
به هر حال خیلی از روزها و حس هایی که اینجا نوشتم برام دوست داشتنی بوده ...دلم نمیاد از اینجا و از اون روزها و حتی دوستام دل بکنم...دلم نمیاد از "یک فنجان آرامش داغ برای دلم" دست بکشم اما انگار خیلی وقت پیش ها باید این کار رو می کردم...نمی دونم شاید اگه همون سه سال پیش که اینجا باید تعطیل میشد این اتفاق افتاده بود، خیلی از نوشته های این سه سال آخر اینجا رنگ و بوی دیگه ایی می گرفت و شاید خود منم همینطور!
دیگه مثل وبلاگ قبلی در اینحا خیلی از حرفها و دردهای عمومی نگفتم و اینجا بیشتر حکم روزنگار زندگی ِ من رو داشت و الانم فک می کنم دیگه زندگیم از اون مرحله ایی که مبشد بی دغدغه یا با دغذغه ی کمتر علنیش کنم گذشته.
یک دنیا ممنونم از همه کسایی که این مدت همراهم بودن و از تک تک دوستای خوبم یک دنیا سپاسگزارم... امیدوارم کسی رو ناخواسته با نوشته هام ناراحت نکرده باشم.
من همیشه از خداحافظی ِهمیشگی بدم میاد.سخته یه نقظه ی پایان همیشگی برای چیزی بذارم. شاید یه زمانی یا یه روزی باز فک کردم حرفهایی برای گفتن در اینجا دارم و یا حس کردم دلم برای اینجا تنگ شده و یه دستی به سر و روش کشیدم...نمیدونم...
از دل کندن بدم میاد.از این فعلی که متاسفانه در زندگی من خیلی صرف شده!این دل کندن لعنتی...
همتون رو دوست دارم.
مواظب خودتون باشید.
خدا حافظ یک فنجان آرامش ِ داغ ِ من...دلم برات تنگ میشه...خیلی...
p.s: چند وقت پیش تو نت سرچ کردم ببینم غیر از اسم بلاگِ من جایی دیگه هم این اسم وجود داره یا نه؟! آخه دلم می خواست می شد این اسم و حق کپی رایتش رو برای خودم نگه دارم!!! و شاید یه روز به آرزوم برسم و این اسم رو روی اون بیزنسی که میخوام راه بندازم بذارم!! در کمال تعجب دیدم یه بلاگ دقیقا همین اسم رو برداشته بود! زهی خیال باطل!!








